خرید بک لینک

خرده های دل من
پاشیده، لب دیوار شما
خون من سرخ تر از
دانه ی انگور,یست
که بدستان شما
ز همان خوشه ی اصلی
اندکی لمس شده
و تمام تنم از زخم پر است
همچو یه برگ پر از چین و چروک
که به هنگام سحرگاه خزید است به دستان تو باز
تو ام انگونه توجه داری
که کسی
عابری
بی توجه، ز کنارِ خردهِ سنگی گذری داشته است
من نمیدانم باز
که کدامین یاغی
یا کدامین مقصد
روح پر عشق تو را مقصد و ماوا گردد

#فاز_شعر

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

نه اینکه بخوام بگم من آدم خوبیم. که نیستم و قطعا ادم چرتیم.

ولی خدایی خیلی وقتا ما سنگیام پر میشیم از درد و انتظار داریم از ادمای اطرافمون، منظورم از انتظار خالی کردن و فهمیدن مون نیستا، انتظار داریم حداقل یه لگد به ظرف دلمون بزنن تا جا واسه ی غصه های بعدیم باز باشه.

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

نه دیگه خیلی چرت شدین.کل قشنگیه محرم و از بین بردین.خیابونا شده ، خیابون مدلینگ، فشن، یه مشت روانی ریختن وسط خیابونا. این حجم از ارایش، این حجم از بدپوشی حال بهم زنه. بابا حتی توی کشورای آزاد دنیام پو

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

الان اگه بخوام مثل اصغری وضعیت, اب و هوای دلمو بگم

فقط میتونم بگم صاااااااااف

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

میگم دلبریه خونه میسازمنقلینه واسه اینکه پول ندارمواسه اینکه میخوام همیشه ببینمتدور تا دور خونم شعر و توصیفاتو میچسبونم که یادم نره چقدر خوبی......حافظ نگار مرا به من برسان....که من به خوب بودن فال تو

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

میگم دلبرشنیدی آدما میگن اعداد انتها ندارن، یه بی نهایت محض.اما من میگم دارنتو یه دونه ایاما واسه من ته هر چیزی این دله شکسته را به نوازشی درمان کندوای، دل شکستگان در دست حبیبان استمعجزه اند چشمانت، ن

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

زمان بچگیوقتی یه چندتا امتحان و کار همزمان بهم میخورداسترس میگرفتمنه اینکه استرس افتادن بگیرم هااسترس بهترین نشدن داشتمیه کوچولووقتی مامانم یا بابام یا هرکس دیگه ای که حرفش برام حجت بودبهم میگفت بابا

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

دلبر جانمیگماشاعرا ادما رو شعر میکنننویسنده ها ادما رو قصهولی من هر شعر و قصه ای که میگم، حتی یه ذره از توصیف چشماتم نیست..تقصیر منم نیستا...واسه توصیفت باید صدتا دفتر و دیوان نوشت سپاه ابرهه با دسته

برچسب: نویسنده: آراد رستگار تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 18:57

صفحه بندی